X
تبلیغات
رایتل
d
غمی غمناک

 

شب سردی است و من افسرده

راه دوری است و پایی خسته

تیرگی هست و چراغی مرده

می کنم،تنها،از جاده عبور

دور ماندن از من آدم ها

سایه ای از سر دیوار گذشت

غمی افزوده مرا بر غم ها

فکر تاریکی واین ویرانی

بی خبرآمد تا با دل من

قسه ها ساز کند پنهانی

نیست رنگی که بگوید با من

اندکی صبر صحرنزدیک است

هردم این بانگ بر آرم از دل:

وای،این شب چقدر تاریک است!

خنده ای کو که به دل انگیزم؟

قطره ای کو که به دریا ریزم؟

صخره ای کو که بدان آویزم؟

مثل این است که شب نمناک

دیگران را هم غم هست به دل

غم من لیک غمی غمناک است


تعداد بازدیدکنندگان : 64811